بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

401

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

مبالغه كنند و ريگ و زيره گرم كرده بستن بسى نيكو بود و در حقنه روغن سداب كردن و يا روغن راحت عظيم فائده دهد و خوردن شير شتر به بول آن آميخته نافع بود و عصاره سداب در روغن آن و روغن راحت بر شكم قبل از تكميد ماليدن بسيار مفيد باشد و همچنين محجمهء آتش بر شكم نهادن و اللّه اعلم يرقان زرد بدانكه تغير و تبديل فاحشى باشد كه در رنگ ظاهر تمامى پوست تن و سپيدى رخسار پديد آيد بزردى يا بسياهى يا بهر دو امّا آنچه زرد باشد اغلب از تغير حال زهره و جگر افتد و اين چنان باشد كه منفذى كه ميان زهره و جگرست و يا منفذى كه ميان مراره و روده است بسده گرفته شود و صفرا از جگر بوعاى خود نيايد و يا از زهره به مخرج معتاد خود مندفع نشود با خون آميخته و طبيعت اعضا آن را قبول و دفع آن بخارج عروق و ظاهر بدن نمايد و گاه بود كه اين سده جهت ورم جگر يا عضوى مجاور افتد و باشد كه از جهت گرمى جگر و عروق و يا گرمى خوردنيها و چيزهاى سريع الاستحاله بصفرا چون شير و شربتهاى صفراوى غالب متولد شود و از وعاى خود فاضل آيد چنان كه مذكور شد منتشر گردد و غلبگى صفرا نيز بسيار شود و باشد كه سوء المزاج گرمى در تمام بدن باشد و آن سبب تولد صفراى غالب شود و زمستان‌ها گاهى اتفاق افتد كه اكثر مسامات ظاهر مدتى مسدود شود و حرارت در درون غلبه كند و بدان جهت صفرا غالب متولد شود چون منفذها اكثر مسدودست و او را هم ازين حالات قوامى بيشتر پديد آمده نيكو در منافذ درنيايد و فضلات آن مندفع نشود و طبيعت بعضى از آن را بخارج بدن فرستد و باشد كه بحران اين مرض تپ صفراوى بوده باشد از اثر سميتى « 1 » در بدن اكثر مواد مستحيل بصفرا شود و طبيعت آن را بخارج اندازد علامت آنچه سبب سابق آن سدهء منفذى باشد كه ميان جگر و زهره است سرعت ظهور يرقان و بودن گرانى در جانب كبد و تلخى دهان و زردى لون براز و ميل بول از زردى بسرخى و سياهى و قى صفراوى براز دلالت كند و آنچه سبب آن سده منفذى باشد كه ميان زهره و روده است سفيدى لون براز و ظهور يرقان بعد از آن بزورى و نرمى طبيعت و صبغ بول بر آن گواهى دهد و اغلب آن بود كه قولنجى نيز در اثناء آن حادث گردد و سده كه از ثولول افتاده باشد يا از رشته شدن قرحه بتدبير زائل شدن و سبب اندمال قرحه بر آن دال گردد و خلاصى از آن مشكل بود و آنچه سبب سابق آن گرمى جگر و رگهاى آن باشد تشنگى و تلخى آنها و بطلان اشتها و زيادتى درد چشم و روى و رنگينى براز و بول و زردى كف بول بران گواهى دهد و باشد كه تپى هم بدان باشد و آنچه از خوردنيهاى گرم صفراانگيز افتد همان تدابير

--> ( 1 ) در نسخه‌اى سستى دارد .